مجموعة مؤلفين

189

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

فرج إله بيگ كه از دو فرسخى جلو افتاده بود ، هنوز منزل مناسبى معين نكرده و روى درب « 1 » سكوى طويله آتش كرده است . خوراكى هم ، هيچ به هم نمىرسد ، الا نان و ماستى . نيم من ماست ، بيست و دو شاهى گرفته ، با دو من نان آورد . تنگاتنگ غروب ، صرف شده ، به‌نوشتجات پرداختيم و شب را به حالى در ايوان طويله گذرانديم . گفتم ، اين همه اجر كه براى زوار خاك‌پاى حضرت سيد الشهدا ء مقرر شده ، به تلافى اين رياضات شاقه سفر كربلاى معلى است . جناب آقا ميرزاابوالفضل درويش - سلمه الله تعالى - در حين وداع « 2 » گوشه « 3 » و اسماع اين حقير و حقيرزاده ها داشتند ، كه راه كربلا سخت است ، همه كرب است و بلاهاى گوناگون ، هموار توان كرد اما ناگزيرى از بى طهارتى كه از لوازم دردمند . . . « 4 » بارى و اين گونه منازل است ، استغفرالله ربى و اتوب اليه . [ 13 ] [ سرشمارى زائران در ميان‌طاق ] ( چهارشنبه 5 ) : امروز ، منزل ميان‌طاق است . اين منزل از اول تا به آخر سنگلاخ و از آن طرف جنگل بلوط است . درخت هاى نو و كهن ، تر و خشك است . و در دره جبال « 5 » واقع است بسيار ناهموار است . بعضى كجاوه‌ها افتاده و شكست و خصوصاً در يك قطعه راهى كه هوادج و پالكىهاى ذهاب و اياب با يك ديگر مصادمه و مصادفه مىنمودند ، خيلى محل تشويش عابرين بود ، خاصه نسوان كجاوه نشين . امروز صبح ، درصدد برآمديم كه عدد اٌدج‌هايى را كه از طرف بالا يعنى كربلاى معلى مىآيند معين نماييم ، تا اواخر منزل هفتصد و هفتاد و دو نفر به شمار آمد . يك بار به هوش آمدم كه چرتم برده و بعضى از تعداد به‌در رفته بودند .

--> ( 1 ) . اصل : در ( 2 ) . نيايشى كه در هنگام مسافرت ومفارقت از يك ديگر بر زبان مى آورند . دهخدا ، لغت نامه ، ذيل واژه . ( 3 ) . در اصل چنين است . ( 4 ) . يك كلمه ناخوانا است . ( 5 ) . گردنهء پاطاق كه از گذرگاههاى صعب العبور منطقه است ، از تلاقى كوه نُوايا نوح ( مرتفعترين قله : 442 ، 2 متر ) با كوه‌هاى دالاهو ( مرتفعترين قله : 250 ، 2 متر ) تشكيل شده است . همان